سيد محمد كمره اى
134
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
تلگراف هم كه بايد از خانه همراه بياورم يادم رفته بود ؛ تلگرافخانه ديگر نرفتم . به حجره خلخالى آمده ، قدرى صحبت ، از آنجا به خانه آقا ميرزا صدر الدين . بليطهاى او را و بليطهاى آقا ميرزا ماشاء الله را به او دادم ، چايى خورده ساعت دو و نيم بيرون آمده به مدرسه سيد ناصر الدين رفته ، آقا ميرزا نبودند . به خانه حاج ميرزا عباسقلى آقا رفته سه بليط كه اشتباها بايد به من برسد در بليطهاى او پيدا كرده ، ساعت سه و نيم از شب ، بعد از چايى شام به اصرار نمانده خانه آمدم ؛ معاون السلطنه بيچاره آمده بود خانه و يك ساعت و نيم نشسته ، من نبودم . تلگراف تهديدآميز بروجردىها براى دولت تلگرافى هم مجددا از بروجرد رسيده ، تهديد دولت كرده بود كه تأخير در تعيين حكومت ، نگاهدارى نصرت السلطان به معاونت ، اسباب هرجومرج عما قريب فراهم مىآيد كه جلوگيرى او از دست دولت خارج مىشود . بعد شام آبگوشت خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] جمعه سلخ جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى فراش دربار از طرف آقاى مرآت الممالك آمده شش تعرفه كه من معرفى نموده بودم آورد كه تفتيش واقعى او را هم بهعهده من موكول نموده بود . احمد را فرستادم دار العجزه كه آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى را ديده بليط آقا شيخ على را به او بدهد ، رفته تنكابنى نبود . بعد فرستادمش منزل عين الممالك كه تلگراف معاون همايون ماليه را كه به مصدق السلطنه كرده بود به او داده وقت ملاقات هم خواسته بودم ؛ فرموده بودند بعد از ظهر اگر ممكن شد مىآيم . بعد استاد حسن نجار آمده ، قدرى صحبت متفرقه ، به قدر ساعتى مانده تشريف بردند . عين الممالك آمده [ و گفت ] كه قصد رفتن منزل مصدق السلطنه را داشتم . تلفن آمد كه عصر منتظر شما هستم ، حال آمدم اينجا . مشغول صحبت بوديم ، آقاى خلخالى آمد ، بعد حسين خان لله و برادرش آمدند . بعد آقا شيخ محمد بروجردى با پسرش آمد . حسين خان قبل از ناهار با برادرش رفته [ و گفتند ] كه برمىگرديم . عين الممالك هم رفته ، ظهر ناهار خورديم . بعد از ناهار حسين خان و برادرش و پرويز آمدند . براى آنها هم ناهار چلو فسنجان و ماهى گذاشته ، احمد هم قبل از ناهار براى اسماعيل به مريضخانه ناهار برده بعد از ظهر آمد . بعد از ظهر چايى ، آقايان به مجمع و خانههاشان رفته